وبلاگ :
هلو
يادداشت :
بي رحم !
نظرات :
14
خصوصي ،
43
عمومي
نام:
ايميل:
سايت:
مشخصات شما ذخيره شود.
متن پيام :
حداکثر 2000 حرف
كد امنيتي:
اين پيام به صورت
خصوصي
ارسال شود.
+
همون آشناي تو
سايه ‚ به سر سپردگان ‚ هديه ‚ نقاب مي دهد
جامه ي اين شب زدگان ‚ عطر گلاب مي دهد
چه سايه گاه ساكني ! دختر خورشيد كجاست ؟
پرسش ساده ي مرا ‚ دشنه جواب مي دهد
عزيز سر داده به دار ! در اين حصار بي مدار
خيال تو به شعر من ‚ واژه ي ناب مي دهد
ساعت خواب رفته را ‚تو زنده كن! بيا ! بيا
كه بودنت به عقربه حس شتاب مي دهد
داغ گلوله را ببين بر تن نازنين ترين
ببين كه رقص مرگ را چه پيچ و تاب مي دهد
ببار بر كوير من ! بر اين عطش زار سخن
نهال تشنه ي مرا ‚ اشك تو آب مي دهد
اي از سپيده آمده ! در اين حراج عربده
خلوت تو به چشم من ‚ فرصت خواب مي دهد
همنفس ترانه شو ! شعله بكش ! زبانه شو
عزيز دل ! سكوت تو مرا عذاب مي دهد
بگو كه با مني هنوز ‚ در اين شب ستاره سوز
كه بي تو صبحانه ي نور ‚ طعم سراب مي دهد